بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 1
کل بازدید : 18102
کل یادداشتها ها : 13
قطاری که به مقصد خدا میرفت اندکی در ایستگاه دنیا توقف کرد..
و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت: مقصد ما خداست,کیست که باماسفر کند؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟
قرن ها گذشت....
اما از بیشمار ادمیان جز اندکی بر ان قطار سوار نشدند.. جهان تا خدا 1000 ایستگاه داشت.. در هر ایستگاه که قطار می ایستاد تعداد افراد کمتر میشدند و قطار میگذشت و سبک تر میشد...
زیرا سبک شدن قانون راه خداست
قطار به ایستگاه بهشت رسید .. پیامبر گفت:اینجا بهشت است ..مسافران بهشتی پیاده شوند, اما اینجا ایستگاه اخر نیست!!!!!!!!
مسافران بهشتی پیاده شدند..اما اندکی باز هم ماندند...
قطار دوباره به راه افتاد و بهشت جا ماند...
انگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت:درود بر شما راز من همین بود.. ان که مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد...
و ان هنگام که قطار به ایستگاه اخر رسید ,نه قطاری بود و نه مسافری............!!!!!!!